لسان الملك سپهر
1210
ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي )
بالجمله روز نخست ده ( 10 ) تن از جهودان در خون خويش غلطان گشت . بامداد ديگر چون جنگ بپيوستند ، در نخستين حمله شكسته شدند و طريق فرار پيش داشتند . اموال و اثقال ايشان بهره مسلمانان گشت و همچنان پيغمبر بر زندگانى ايشان ببخشود و فرمان كرد تا در آن اراضى ساكن باشند و از براى مسلمانان زراعت و فلاحت كرده اجرت ستانند . چون خبر فتح وادى القرى و قصّهء خيبر و فدك به جهودان تيماء « 1 » رسيد سخت هراسناك شدند و از در ضراعت بيرون شده ، طريق اطاعت گرفتند و بر ذمّت خويش جزيت نهادند و از زيان جان و مال ايمن شدند . آنگاه اصحاب رسول خداى فتح ديده و ظفر كرده در ملازمت ركاب پيغمبر به جانب مدينه طريق مراجعت برداشتند و گاهى كه بر وادى مشرف و مطلع شدند ، به بانگ بلند تكبير همىگفتند . رسول خداى فرمود : كسى را نمىخوانيد كه از شما غايب باشد . بانگ خويش فروتر داريد . ابو موسى اشعرى گويد : اين هنگام من در قفاى پيغمبر بودم و همىشنيدم كه مىفرمود : لا حول و لا قوّة الّا باللّه پس فرمود : يا عبد اللّه بن قيس تو را دلالت كنم بر كلمهاى كه از گنجهاى بهشت است ؟ عرض كردم : بابى انت و امّى آن كدام است ؟ فرمود : لا حول و لا قوّة الّا باللّه العلىّ العظيم . نماز گزاشتن پيغمبر به قضا و هم در ايام مراجعت به مدينه يك شب كه آن شب را ليلة التعريس گويند رسول خداى را خواب همىآمد ، فرود شد و بخفت ؛ و فرمود : اى بلال بيدار باش . و به روايتى فرمود : هيچ مردى به صلاح باشد كه امشب بيدار ماند و ما را هنگام نماز بياگاهاند ؛ بلال متصدّى اين خدمت شد و جماعتى از اصحاب نيز بخفتند ، أبو بكر نيز گفت : اى بلال چشمهاى خود را از خواب پاس دار . بلال زمانى نماز بگزاشت ، آنگاه پشت بر راحلهء خويش بداد و ديده بر دريچه صبح دوخت . ناگاه خواب بر او غلبه كرد .
--> ( 1 ) . تيماء : آباديى كه فاصلهء آن تا مدينه هشت منزل و ميانهء راه مدينه و شام است و بر طريق حجّاج شام و دمشق .